اختلال خوردن (BED) چیست؟

written by ژاله نوذری 5 اردیبهشت 1399

اختلال خوردن با توجه به بروز مشکلات شدید در رفتار خوردن مشخص می شود که شامل دو نوع تشخیص بالینی رایج پرخوری عصبی و کم خوری عصبی (یا بی اشتهایی عصبی) می باشد. در واقع، اختلال خوردن (Binge Eating Disorder= BED) نوعی اختلال در رفتارخوردن است که بیشتر مبتلایان را زنان تشکیل می دهند.

مطالعات روز افزون در کشورهای مختلف از رایج بودن اختلالات خوردن و افزایش چشمگیر آن به ویژه افزایش پرخوری عصبی خبر می دهند. با بانوی شهر همراه باشید تا با این دو تشخیص در مورد اختلال خوردن آشنا شوید.

مشخصه ی کم خوری و پرخوری عصبی، ترس بیمارگون از اضافه وزن و از دست دادن کنترل روی خوردن است. تفاوت اصلی بین مبتلایان به این دو اختلال خوردن، ظاهراً موفق بودن یا نبودن در کم کردن وزن است. افراد مبتلا به کم خوری عصبی به رژیم های غذایی خود و کنترل حیرت آورشان بر بدن خود می بالند در حالی که افراد مبتلا به پرخوری عصبی از مشکلات شان و عدم کنترلشان بر رفتار خوردن شرمنده اند.

پرخوری عصبی یا بلومیا

احتمالاً همه ی ما گاهی پرخوری عصبی را تجربه کرده ایم یا یکی از دوستان یا اطرافیانمان دچار آن شده است. مشخصه ی اصلی پرخوری عصبی دوره های مکرر خوردن با ولع و به دنبال آن رفتارهای جبرانی نامناسب مانند استفراغ عمدی، مصرف نابجای داروهای ملین (داروهای ضد یبوست) یا مُدِرها (داروهایی که با افزایش ادرار موجب دفع مایعات بیشتری از بدن می شوند) یا ورزش مفرط مشخص می شود.

بیماران مبتلا به پرخوری عصبی با این توصیف ها به راحتی قابل تشخیص هستند. در واقع غیرقابل کنترل بودن غذا خوردن، به اندازه مقدار غذا خوردن اهمیت دارد و جزو ملاک های اصلی تشخیص محسوب می شود.

ملاک مهم دیگر این است که شخص تقریباً همیشه سعی می کند با فنون تخلیه مثل ایجاد استفراغ یا دفع تعمدی پس از غذا خوردن، از اضافه وزن پیشگیری کنند.

به طور کلی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی در ویراست پنجم خود برای این نوع از اختلال خوردن 5 ملاک را مدنظر قرار داده است که در ادامه بررسی می شود:

  • دوره های تکرار شونده ی هلف هلف خوردن
  • خوردن مقادیر خیلی بیشتر غذا در مقایسه با اکثر افراد در دوره های زمانی و شرایط مشابه
  • احساس کنترل نداشتن بر خوردن در دوره
  • رفتار جبرانی تکرارشونده نامتناسب برای پیشگیری از اضافه وزن
  • دوره های تکرار شونده ی هلف هلف خوردن و رفتارهای جبرانی نامناسب به طور متوسط حداقل هفته ای یک بار و به مدت 3ماه اتفاق می افتد.
  • ارزیابی شخص از خودش بیش از حد تحت تاثیر شکل بدن و وزنش است.
  • این اختلال صرفاً در دوره های کم خوری عصبی روی نمی دهد.

پیامدهای پزشکی اختلال خوردن (پرخوری عصبی)

  • بزرگ شدن غدد بزاقی به علا استفراغ مکرر
  • احتمال آسیب دیدن مینای دندان و پارگی مری به علت استفراغ مکرر
  • بی تعادلی الکترولیکی(عدم توازن مایعات بدن، سدیم و پتاسیم) که موجب بیماری های قلبی، ناراحتی کلیوی و تشنج می شود.
  • بروز مشکلات روده ای به علت مصرف بی رویه میلین ها

بی اشتهایی عصبی یا آنورکسیا

بی اشتهایی عصبی برحسب امتناع از حفظ کمترین وزن نرمال بدن مشخص می شود. در واقع وجه مشخصه ی بی اشتهایی عصبی این رفتارها است:

  • رفتار ارادی و هدفمند جهت از دست دادن وزن، کاهش وزن
  • اشتغال ذهنی به وزن بدن و غذا.
  • الگوهای خاص و عجیب غذایی
  • ترس شدید از افزایش وزن
  • اختلال تصویر بدن
  • قطع قاعدگی (آمنوره)
  • بی اشتهایی عصبی نوعی اختلال خوردن است که در آن فرد از حفظ حداقل وزن طبیعی خودداری می کند، همچنین شدیداً از افزایش وزن واهمه دارند و در مورد شکل بدن خود برداشت های اشتباه دارد.

حدود نیمی از مبتلایان به کم خوری عصبی به علت کاهش مصرف غذا دچار کاهش شدید وزن می شوند و حتی برخی از آنها برنامه های ورزشی سختی را نیز انجام می دهند.

نیم دیگر مبتلایان رژیم غذایی سختگیرانه ای را تنظیم می کنند ولی کنترل خود را از دست می دهند، پرخوری می کنند، سپس رفتارهای نامناسب جبرانی را از خود نشان می دهند. برخی بیماران حتی پس از خوردن مقادیر اندک غذا نیز برای پیشگیری از اضافه وزن رفتارهای جبرانی را انجام می دهند.

افراد مبتلا به آنورکسیا علاقه بسیاری به جمع آوری دستورالعمل های آشپزی و آماده سازی غذاهای مفصل برای دیگران دارند. در حقیقت آنها مدام به خوردن می اندیشد و دچار نوعی اشتغال ذهنی شدید به خوردن هستند.

پیامدهای پزشکی اختلال خوردن (بی اشتهایی عصبی)

مهمترین پیامد اختلال کم خوری عصبی در زنان قطع قاعدگی است. از دیگر پیامد های آن می توان به خشکی پوست، شکنندگی پوست، حساسیت نسبت به سرما و یا تحمل نکردن سرماست. روییدن موهای نرم و نازک روی دست و پا یا کونه ها نیز رایج است. بروز مشکلات قلبی- عروقی، فشارخون پایین مزمن یا کاهش ضربان قلب نیز جزو پیامدهای پزشکی این اختلال محسوب می شود.

علل اختلال خوردن

علت اختلال خوردن به طور کامل مشخص نشده است. با این حال محققان معتقدند که BED در اثر ترکیبی از عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، محیطی و سبک زندگی ایجاد می شود.

  • علل ژنتیکی و بیولوژیکی : به نظر می رسد ژن ها در اختلالات خوردن نقش دارند هرچند ژنها به تنهایی عامل اصلی اختلال خوردن نیستند و متخصصان معتقدند این اختلال زمینه خانوادگی دارد و این مسئله بر وارثت ژنتیکی تاثیر می گذارد.
  • ابتلا به سایر اختلالات روانی مانند (افسردگی ، اضطراب و سوء مصرف مواد مخدر): مطالعات نشان می دهد که شیوع افسردگی و اضطراب در بین مبتلایان به BED بسیار زیاد است. تحقیقات نشان دهنده نوعی چرخه معیوب روی می دهد. یعنی فرد مبتلا به اضطراب یا افسردگی برای کاهش علائم خود از رفتار خوردن افراطی استفاده می کنند و زمینه را برای اختلال خوردن فراهم می سازد.
  • نقص در برداشت از بدن: مبتلایان به این اختلال در مورد تصویر بدن خود وسواس فکری بیمارگون دارند.
  • سبک زندگی: پیروی از رژیم های غذایی مکرر یا محدود کننده موجب می شود فرد کنترل خوردن خود را از دست بدهد.

روش های درمان اضطراب، بزرگترین بیماری قرن را بخوانید

درمان اختلال خوردن

تا کنون درمان های روانشناختی اختلال خوردن بر افزایش عزت نفس و رفع مشکلات هویتی منعطف بوده است. در درمان الگوهای مختل خانوادگی و ارتباط خانوادگی هم مدنظر قرار می گیرد.

درمان های شناختی – رفتاری کوتاه مدت، رفتار غذا خوردن و نگرش های متداعی در خصوص اهمیت وزن و شکل بدن مورد هدف قرار می گیرند.

دریافت مشاوره تغذیه: متخصص تغذیه می تواند به شما در ایجاد یک برنامه غذایی مناسب کمک کند و کالری و مواد مغذی لازم را در برنامه قرار دهد.

استرس خود را کاهش دهید: یادگیری مدیریت شرایط استرس زا یا احساسات شدید ترس می تواند مانع از این شود که فرد روی به پرخوری بیاورد.

یکی از بهترین کارهایی که می توانید برای درمان اختلال خوردن انجام دهید این است که از روش های ریلکسیشن و یوگا استفاده کنید. مراقبه، تنفس عمیق و یوگا همگی می توانند به عنوان روشی موفق، مفید واقع شوند.

مطالعه مقاله یک حرکت یوگا که شما را سرحال می آورد پیشنهاد می شود.

مطالعات نشان داده اند که مدیتیشن باعث کاهش فعالیت در سیستم عصبی سمپاتیک (حالت اضطرار و فرار) و افزایش فعالیت در سیستم عصبی پاراسمپاتیک (مسئول کنترل عاطفی، احساس آرامش و تصمیم گیری) می شود.

دریافت حمایت خانواده و دوستان: حمایت دیگران از فرد مبتلا، به ویژه خانواده و دوستان نزدیک در غلبه بر اختلالات خوردن بسیار مهم است. علاوه بر این، یکی از بزرگترین عوامل انگیزه مثبت برای کمک به درمان، ایجاد روابط نزدیک تر، صادقانه تر و صمیمی تر با دیگران است.

نکته پایانی

به دلیل اینکه بسیاری از مبتلایان به اختلال خوردن از پیگیری درمان امتناع می کنند و بیشتر آنها تحت درمان قرار نمی گیرند، پس پیشگیری از ابتلا به آن امری حائز اهمیت است. در دوره نوجوانی، نقص تصویر بدن و یا پیروی از گروه همسالان احتمال ابتلا به این اختلالات را افزایش می دهد که خود پیش آگهی نیرومندی برای دوران بزرگسالی نیز محسوب می شود. پس باید نسبت به زمان شروع نشانه های اصلی این اختلال حساس بوده و اقداماتی را برای کاهش یا تعدیل این نشانه ها انجام داد.

مطلب را به اشتراک بگذارید

مقالات مرتبط را بخوانید

بدون دیدگاه